4. گريگور كبير (ششم ـ2): اخلاق.
5. ايزيدور اشبيلي (هفتم ـ1):
درباب بهترين چيزها.
6. گويدوي كُلُنايي، مورخ و شاعري كه در حدود 1276 در مسينا برآمد؛ لوپز تاريخ تروياي او را ترجمه كرد، كه بيشتر اسطوره است تا تاريخ و در سدههاي ميانه مقبوليت چشمگيري داشت و مستقيم يا غيرمستقيم بر بوكاچيو، چاسر و شكسپير اثر گذاشت.
7. بوكاچيو. در باب مردان بزرگ. لوپز كتابي را كه ترجمه كرد بوكاچيو ناتمام گذاشته بود و اسقف آلونسو دو سانتامارياي قرطاجنهاي (1384ـ1456) به اتمام رساند. اين اسقف بيشتر بهخاطر كتاب آيين شهسواري (چاپ اول 1487)معروف است.
اين فهرست از لحاظ تاريخ انسانگرايي در اسپانيا مهم است. توجه به تأثير فرانسه در ادبيات اسپانيا و سپس بهطور روز افزوني تأثير ايتاليا برآن جالب است.
2. ايتاليا
فيليپو ويلاني
فيليپو پسر ماتئو و برادرزادهٴ جوواني ويلاني، فيليپوي تنها (سُوليتاريو). مورخ و انسانگراي فلورانسي (وفات: 1405).
همچنانكه در يادداشت مربوط به جوواني ويلاني يادآور شديم، فيليپو آخرين بخش ذيل تاريخ فلورانس را براي سالهاي 1363 تا 1365 نوشت؛ كه جوواني آن را آغاز كرده و ماتئو ادامه داده بود. او كمتر از پدر و عمويش مورخ و بيشتر اديب بود. تاريخ به زبان ايتاليايي است، ولي تأليف اصلي او مجموعهاي از زندگينامههاي بزرگان فلورانس است كه به لاتيني نوشته شده است. بخش اول تاريخي قصهمانند و بيارزش است و زندگينامههاي با ارزش بخش دوم كتاب را تشكيل ميدهد (بخش اول چاپ نشده است).
فيليپو دوبار براي تدريس كمدي الاهي انتخاب شد؛ در سال 1401 و 1404.
ميكله دا پياتزا
مورخ فرانسيسي اهل سيسيل (برآمدنش 1370؟).
او تاريخ سيسيل را از سال 1337 تا 1361 به زبان لاتيني نوشت، كه داراي اهميتي نيست، ولي در اينجا بهخاطر اين ذكر ميشود كه حاوي قديميترين توصيف طاعون بهوسيلهٴ يك ايتاليايي است، يعني توصيف شيوع آن در مسينا، در ماه اكتبر 1347. تاريخ
ميكله ذيل تاريخ سيسيل نيكولو اسپيچاله است و دربارهٴ رويدادهاي سيسيل از كشتار فرانسويان در آنجا تا سال1337.